move to success
عزیزم
سلام عزیزم
این یکی دو روز نتونستم برات چیزی بنوسسم یه
مشکل کوچیک پیش امده بود البته هنوز هم دارم باهاش کشتی
میگیرم ولی مطمینا شکستش میدم نه حالا خودتو نگران نکن
اونقدرا هم بزرگ نیست
عزیزم از یه طرفی هم برگه ی مرخصی استعلاجی رو نبردم
تایید کنن البته این هم دلیل داره خوب فعلا ذهنم رو خیلی
درگیر کرده تازه بدون اجازه از فرمانده عمل کردم به هر حال
احتمال همه چیز وجود داره شاید بخوان اذییت کنن که اون
وقت پوست سرم کندس ولی نگران نباش چون بابک تا اخرین
قطره برای رسیدن به هدف خواهد ایستاد .تمرینام خوب
نیست هنوز تا اوج خیلی فاصله دارم و می دونم که چه روز
های سختی در انتظارم هست حتی بعضی مواقع پیش خودم
میگم چطوری می خوام به اون روزا برگردم این جاست که
سریع به خودم میام و به خودم یاداوری می کنم که قبلنا چه
روزهایی رو گزروندم
این روزا بیشتر وقت میکنم که زبان کار کنم و کمی هم
برنامه نویسی البته می دونم که تمرکز قوی اون موقع ها رو
ندارم که البته فکر میکنم طبیعی با این فشاری که رو من
هست خوب.....................................................
عزیزم بدون که تا اخرین لحظه ی زندگیم مبارزه خواهم کرد
i love you and i want you
